تاج الدين احمد وزير
313
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
من و رساندن « 1 » صيتت به شش جهات جهان * على الدّوام كه اين پنج و چار خواهد بود « 2 » أيضا له دى مرا دوستى كه مايل بود * دايمش خاطر خطير به شعر گفت از اشعار خود بخوان غزلى * اى تو بر شاعران امير به شعر گفتم از شعر كردهام اعراض * گرچه هستم بلانظير به شعر زانك ز ابناى دهر نيست كسى * نه جوان راغب و نه پير به شعر * 253 * وين هنر خود كه طبع وقادّم * مىنپردازد از شعير به شعر « 3 » و له ندانم از چه به كينم ميان ببست سپهر * چو هست بر همه آفاق مهر او روشن كدام مهر كه از تيغ كين او نرهى * اگر ز پوست بپوشى چو ماهيان جوشن گلى ز گلشن نيلوفرى چو مىشكفت « 4 » * به كام اهل دلى در جهان مدان « 5 » گلشن « 6 »
--> ( 1 ) در ديوان : رسالت . ( 2 ) ر . ك ديوان ابن يمين ماخذ ذكر شده قطعه 365 ص 401 . ( 3 ) ر . ك ديوان ابن يمين ماخذ ذكر شده قطعه 425 ص 418 . ( 4 ) در ديوان : چو من نشكفت . ( 5 ) در ديوان : در اين . ( 6 ) ر . ك ديوان ابن يمين قطعه 704 ص 497 .